
پاييز هم تمام شد با همه دلتنگيهاش.... و فصل قشنگ و پاک زمستان اومد..!
گرچه اين بهترین و قشنگترین پاييز بین تمام پاییزهای خوبی که داشتم بود ...
چون خدا خودش قول داده بود پاييزي پر از رنگهاي شاد برام بفرسته...!
ولي بازهم دلتنگي هاي خاص خودش رو داشت ...!
از خدا ميخوام زمستون پررنگي رو بهم هديه كنه...!
از خدا ميخوام برفهاي سفيدي كه از آسمون ميفرسته برام پر از شادي باشه...!
از خدا ميخوام هيچوقت تنهام نذاره...! هميشه مواظبم باشه...!
.
..
...
....
روزهاي سپيد و تهي كريسمس
كولاك و برف, كولاك
چه غم اگر خيابان ها لغزانند
جائي براي رفتن ندارم
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۸۴ ساعت 10:38 توسط مریم
|