تو را نمی شناسند
نه ..
تو را نمی شناسند!
هرگز
و تو..
در صفحه ی شطرنجی عقل آنان
تنها یک مهره هستی
که ..
صد ها بار
نه .. نه بیشتر!
آری
هزاران بار
به بازی گرفته می شوی
و پایین می آیی
و...
دوباره پیاده می روی
....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 8:31 توسط مریم
|