پشت دریاها
قایقی خواهم ساخت ٬
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.
*** دلم میخواد سوار یه قایق بشم و برم جایی که تا چشم کار میکنه فقط آب باشه و آب، بعد خم شم رو لبهی قایق و زل بزنم به اعماق دریا و با همهی وجودم داد بزنم: خدااااااااااااااااااا، سهم من از زندگی همین بود؟
كسي به فكر كوچ كفترا نيست!
نوشتههای پیشین
پیوندها