عصر تابستان

زير درخت خشکيده گيلاس

فکر کنم خواب ترانه می ديدم

حياط خانه مان آب پاشی شده بود

صدای مادر بود و قل قل سماور گوشه ديوار

پدرم در سايه شمعدانی هايش را آب می داد

خواب می بينم

عصر تابستان

بوی شيرينی داشت