● ● ●

گاهی می شود
سکوت ها را
در عمق صداها جا داد
...
گاهی می شود
زیر خاکستری های تیره نشست
خاکستری هایی از جنس آسمان
...
گاهی می شود
دلتنگ بودن ها شد
می شود ماند
...
گاهی می شود
وقتی حرفی نیست
نقطه ها را کنار هم چید
و خلاصه کرد
تمام بودن ها را
در همین نقطه ها
...
گاهی
همه چیز ممکن می شود !!!
...
...
...
پ ن ١: خـــدایا ...
پ ن ٢ : و اینطور شد که بعد از مدت ها دلم برای کلبه صورتیم تنگ شد و برگشتم!!!
پ ن ٣ : احساس غریبی می کنم. انگار در این حوالی کسی آشنا نیست!!!
آنگونه زنده ام بدار که
نشکند دلی از زنده بودنم!
و آنگونه بمیرانم
که به وجد نیاید کسی از نبودنم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۳۸۹ ساعت 11:39 توسط مریم
|