ساکت گریستن در اتاقی خالی از هجوم رویاهای بی پروا

ساکت رفتن در جاده ای خالی از هیاهوی مردمی که نقابهایشان آرام می گویند : سلام

ساکت و بی صدا در انتهای دریاچه ای غرق شدن

ساکت اما پر از امیدهای مرهوم 

 پر از صداهای گنگ و نامفهوم...

(بوی تمشک وحشی / سید ابراهیم نبوی)