فردا ، روز ديگري است
وقتي دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمها ديگر اشکي
براي ريختن نداشته باشند،
وقتي ديگر قدرت فرياد زدن هم نداشته باشي،
وقتي ديگر دفتر و قلم هم تنهايت گذاشته باشند،
وقتي از درون تمام وجودت يخ زده باشد،
وقتي چشم از دنيا ببندي و آرزوي مرگ کني،
وقتي احساس کني تنها ترين تنهاها هستي و وقتي باد شمع
اتاقت را خاموش کند،
چشمهايت را ببند و با همه وجود از خدا بخواه که صدايت
کند،
انگاه روح خاموشت جان مي گيرد و
برايت فردا روز ديگري است ........
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۸۴ ساعت 9:43 توسط مریم
|