مرگ پايان كبوتر نيست.

مرگ وارونه يك زنجره نيست.

مرگ در ذهن اقاقي جاري است.

مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد.

مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد.

مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان.

مرگ در حنجره سرخ گلو مي خواند.

مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است.

مرگ گاهي ريحان مي چيند.

مرگ گاهي ودكا مي نوشد.

گاه در سايه است به ما مي نگرد.

و همه مي دانيم

ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است.

 

دوست عزیز و مهربونم راحله جون پدرشو از دست داد.

غم از دست دادن پدر غم بزرگیه ... خیلی بزرگ

 اين غم غمي نيست كه راحت بشه فراموش كرد .

خدا بهش صبر بده