چه احساس عجيبي دارم امروز...!
حس شروع دوباره...! اما بي تواني فرياد ميزند...!
چه قشنگه رسيدن به روزي كه ميدوني اگه نبود هيچوقت نبودي...!
هميشه اين روز برام عجيبترين روز زندگيم بوده!
اولين روز بودنم ...!
هر اندازه كه اين روز شيرينه، تلخي خاص خودش هم داره ...!
روزي كه احساسم، نگاهم، بودنم به اين دنيا ثابت شد...!
تنها روزي كه متعلق به منه...!
روز ميلاد منه! روز رشد كردن دوباره من براي ادامه زندگي...!
گرچه حوصله بزرگ شدن و ادامه دادن رو ندارم...!
ولي وقتي فكر ميكنم آروم آورم دارم ميرسم به اون ته ته زندگي...!
هميشه دلم ميخواد همون روزي كه بدنيا اومدم، همون روز هم از دنيا برم...!
روزي كه من، تنها من، آغاز شدم براي زندگي كردن...!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۴ ساعت 4:43 توسط مریم
|