یه چیزی هست که ....!
سه نقطه های زندگیم ،
زیاد شده اند انگار!
و من مدام،
حسابشان از دستم در می رود.
سه نقطه های زندگیم ،
خوانده نمی شوند ،
فقط سه نقطه اند
و مثل غبارهای گیج ،
کوچک و بزرگ می شوند.
سه نقطه های زندگیم ،
مثل سرفه اند ،
که هی سراغ دارو را از من می گیرند
و روی ترکهای روحم می نشینند .
سه نقطه ها ، سه نقطه اند
که شعرهایم را به بازی می گیرند
و روی شناسنامه ام راه می روند ،
تا برسند به صفحه آخرش
سه نقطه ها ، فقط سه نقطه اند.
