مرا بنویس...

من کتاب نبوده ام ... که بخوانی ... که نخوانی ... که خسته شوی ... که خسته نشوی ... که ورق

بخورم ... که ورق نخورم ... که خاک بخورم ... که خاک نخورم ... که اعجاب انگیز باشم ... که اعجاب انگیز

نباشم ...که گم بشوم ... که گم نشوم ... که سیاه باشم ... که سیاه نباشم ... که آخرین برگم تلخ

باشد ... که آخرین برگم تلخ نباشد ... من کتاب نبوده ام هرگز ! من دفترم ! مرا بنویس !

 

 

 

امروز ، دیروز !

امروز ،


لبریز از بودنی که نبودن را به رخ می کشید ،


به کابوس وهن ،


خواب رفتم !


و دیروز !


آه !


من دیروز را گریستم ،


هزار بار !

 

آغاز

 

سلام.من پینکی هستم.منم با دوستام همراه شدم و به این خونه جدید نقل مکان کردم.

خوشحالم که بین دوستانم هستم

ناراحتم چون دیگه اونجا نیستم

امیدوارم منو تو جمعتون راه بدید.

آرزومند آرزوهاتون

مریم