شب
و باز دوباره شب فرا ميرسد...
در ميان خلوت و سکوت خواستني اش
آدمها خفته ،
آنچنان معصوم که گويي بکر ترينند ،
اما با طلوع صبح فردا ،
دوباره نقابها بر چهره است ،
کاش همه در خواب معصومانه بوديم...
در ميان خلوت و سکوت خواستني اش
آدمها خفته ،
آنچنان معصوم که گويي بکر ترينند ،
اما با طلوع صبح فردا ،
دوباره نقابها بر چهره است ،
کاش همه در خواب معصومانه بوديم...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۳ ساعت 9:57 توسط مریم
|