یه روز یه کرمه به خیال خودش داشت یه کار پیچیده انجام میداد
کتاب میخوند ...

در همون زمان یه کرم دیگه داشت یه کار پیچیده تر از اون انجام میداد
می لولید ...!!!
آه اي امروز ...!
تو را هزار مرتبه آه كشيدم...!!!
تنها آرزوي كنوني ام اينه كه
گراهام بل رو با دستهاي خودم خفه كنم..!
زندگي آشغال تر از اوني هست،
كه زور بزني،
با فكرهاي قشنگت زيبا تصورش كني!
هرگز اميد را از كسي سلب نكن
شايد اين تنها چيزي باشد كه دارد!

الســلام علــي الحـــسين
و علــي علــي بــن الحــسين
و علــي اولاد الحـــسين
و علــي اصحــاب الحـــسين
چه درونم تنهاست ...!
به جز شاهنامه
كه آخرش خوشه
همه چي
هميشه،
فقط اولش خوبه!
و تو
ای زندگی
صدای پای تو روزهاست كه گم شده است!
مانده ام كه چطوري سايه ام را
از پشت آن همه ابر سياه بيرون بكشم
طوري كه بتوانم در سفيدي ماه نمايان شوم!
از ميان مداد رنگيهايم
‹‹ سفيد كمرنگ ›› را
انتخاب مي كنم
و
حضورم را
نقاشي مي كنم ... !
مرگ وارونه يك زنجره نيست.
مرگ در ذهن اقاقي جاري است.
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد.
مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد.
مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان.
مرگ در حنجره سرخ گلو مي خواند.
مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است.
مرگ گاهي ريحان مي چيند.
مرگ گاهي ودكا مي نوشد.
گاه در سايه است به ما مي نگرد.
و همه مي دانيم
ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است.
دوست عزیز و مهربونم راحله جون پدرشو از دست داد.
غم از دست دادن پدر غم بزرگیه ... خیلی بزرگ
اين غم غمي نيست كه راحت بشه فراموش كرد .
خدا بهش صبر بده
......
..............
............................................
............................
..................................................................!!!
..................
.....................................................!
..................................
........!
........!
........!
آخــــــــــــــــــــي!
بالاخره اون ترجمه كذايي رو تموم كردم
از فــــــــــــــــــردا
با خيال راحت نفس می کشم !
زندگي را اگر
كمي از بالا بنگريم
زندگي را اگر
از كمي بالا بنگريم
شايد كه كمي
تنها كمي
زيباتر
سبك تر
آرام تر
و خداگونه تر
باشد...
زندگی سیب سرخ زیباییست که
وقتی گازش میزنی
در آنچه در دستت باقی مانده
گاهی یک کرم بزرگ درسته میبینی
گاهی یک کرم بزرگ نصفه
و البته گاهی چیزی نمیبینی ،
ولی
یک چیز نرم و کمی ترش روی زبانت دارد میلولد !!!
من هيچ راه مطمئني را به سوي كاميابي نمي شناسم،
اما راهي را مي شناسم كه به ناكامي ميرسد:
"تلاش براي خشنود ساختن همگان"
افلاطون
و تو ای زمستان
درد و بلای هر روزمان توی سرت بخورد!!!
يه دوستي بهم گفته بود كه :
تو ترجمه كاري كه قبول كرده بودم كمكم ميكنه.
ولي بعدش رفت و ازش خبري نشد!
امروز
بنده
از همين مكان
از همين تريبون
اعلام ميكنم كه :
از كسي انتظار كمك داشت
همانقدر احمقانه است كه
از چُرتكه انتظار لگاريتم گرفتن !!!
و پيام من به شما بانوان گرامي اين است :
هرچقدر كه ميخواهيد...
به هركس كه ميخواهيد...
حسادت كنيد.
كه حسادت از آن شما
و براي شماست!
هميشه بدترين ناراحتي ها را از دست كسايي ميكشي كه
يك موقعي بزرگترين شاديها را بهت...! دادند .
يه دوست نازي داشتم
خوب نگهش نداشتم
شغال اومد و بردش
دو پا نشست و خوردش
شغال باغ بالا
پات بشكنه
ايشالله!
ابتدا اشتباهات کوچک ماه گذشته را با یک غلط گیر پاک میکنم ...
سپس برخی از ورقهای دفتر این ماه بسیار زیبا را پاره پاره میکنم ...
آنگاه دفتر دی ماهم را به یک نمکی هدیه میدهم !!!