تبليغاتX
مـــــریــــم هـــای پـــر پـــر

دل من غمگين تر از آن است که بتواند با يک شاخه گل شاد شود و خنده بر لبانم نقش بندد و...

 نگاه من بي قرار تر از پنجره اي است که باران بتواند انتظار شکسته اش را لمس کند...

 



 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1383ساعت 9:55 توسط ..::مریم::..


 

وقتي باروني چشمام تو كجايي؟

تك و تنها مونده دستام تو كجايي؟

وقتي پرپر مي زنه اين دل زارم

ساكت و خاموش لبهام تو كجايي؟

وقتي بي تو نازنين بي همنشين و

گوشه گيري تك وتنهام تو كجايي؟

وقتي بغض تو گلوم و گونه هام خيس

يه نوازشگرو مي خوام تو كجايي؟

چشماي تو يه فانوس هميشه روشن

وقتي سوت و كوره شبهام تو كجايي؟

وقتي من با هر نفس لحظه به لحظه

تو رو عاشقونه مي خوام تو كجايي؟

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم آبان 1383ساعت 9:54 توسط ..::مریم::..

جمعه ساكت
جمعه متروك
جمعه چون كوچه هاي كهنه غم انگيز
جمعه انديشه هاي تنبل بيمار
جمعه خميازه هاي موذي كشدار
جمعه بي انتظار
جمعه تسليم
خانه خالي
خانه دلگير
خانه در بسته بر هجوم جواني
خانه تاريكي و تصور خورشيد
خانه تنهايي و تفال و ترديد
خانه پرده ..كتاب.. گنجه.. تصاوير
آه..چه آرام و پرغرور گذر داشت
زندگي من چون جويبار غريبي
در دل اين جمعه هاي ساكت متروك
در دل اين خانه هاي خالي دلگير
آه..چه آرام و پرغرور گذر داشت...

فروغ فرخزاد

 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1383ساعت 9:53 توسط ..::مریم::..

توي يكي از اين هزار شب وقتي سرت رو بلند ميكني مي بيني بين ميليونها ستاره يكي از اون ستاره هاي خيلي قشنگ و فروزان نظرت رو به به خودش جلب مي كنه.
بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند مي كني و اون ستاره رو اونقدر تماشا مي كني تا بالاخره به خواب مي ري.
اما يك شب كه سرت رو رو به آسمون بلند ميكني ديگه هيچ اثري از اون ستاره نيست. اون موقعي است كه تموم غماي دنيا هري ميريزه تو دلت.
بعد از اون شب تا مدتها ديگه سرت رو رو به آسمون بلند نمي كني. تا بالاخره بعد از مدتها مي فهمي با رفتن اون ستاره باز هم زنده اي..باز هم زندگي مي كني..نفس مي كشي و
دنياي پيرامونت هنوز وجود داره.پس دليلي نداره كه نخواي به اون ميليونها ميليون ستاره ديگه نگاه نكني.
بعد از اون تصميم هر شب مي ري و يكي از اون ستا ره هاي خيلي قشنگ رو تماشا ميكني و باز هم يه شب مي ري و ميبيني اثري از اون ستاره نيست.
اما ديگه مثل دفعه قبل نا اميد نمي شي و باز مي ري سراغ يه ستاره زيباي ديگه.
همشون مي رن تا اينكه نوبت مي رسه به آخرين ستاره اي كه توي آسمون وجود داره.
اما آخرين ستاره هرگز از بين نمي ره...چون تو با نهايت وجود دوستش داري.

 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1383ساعت 9:52 توسط ..::مریم::..

خیال حقیقت مطلق را می بیند-جایی که گذشته , اکنون و اینده به هم می رسند...

خیال نه به واقعیت ظاهر محدود است و نه به مکان.

همه جا می زید.در کانون است و ارتعاش های تمامی

حلقه هایی را احساس می کند که شرق وغرب به گونه ای

مجازی در ان جای دارند. خیال, ازادی ذهن است.

به جنبه های گوناگون هر چیز تحقق می بخشد....

خیال رو به تعالی ندارد: نمی خواهیم رو به تعالی داشته باشد, فقط می خواهیم اگاه تر باشیم.

دوست دارم سراسر رندگی ام را که در من است, بریزم و هر لحظه را تا نهایتش درک کنم.

 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1383ساعت 9:51 توسط ..::مریم::..


تو آخرين عابر از اين زمستوني
نام گل يخ رو تويي که مي دوني
تويي که مي توني
تو فصل سرد من
طلوع کني با عشق
به مرز درد من

رضا اشعاري  



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1383ساعت 9:51 توسط ..::مریم::..

 

من آخرينم و بعد از من بعدي نيست.
من آخر نفرتم و بعد من حسرتي نيست.
من آخرين قطره بارانم و بعد من طوفاني نيست.
من آخر فراموشي ام و بعد من خاطره اي نيست.
همه باراني هستند که که به دل همديگر مي بارند ولي.............
من قطره اي تنها هستم که به بر درياي غربت مي بارم.
خدايا.....بر اين دل افسرده باران مهر بريز که از تنهايي و اندوه بيرون آيم....../////

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1383ساعت 9:50 توسط ..::مریم::..

 

ايستاده بودم که

پرنده رفت ...

نشستم و

خواب

پرنده را قاب گرفت ...

 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1383ساعت 9:48 توسط ..::مریم::..


زندگي بي تو؟
زندگي بي تو حبابي خالي از عشق است.
سياهي در بيابان است.
يا به مصداق زمان بي توقف
درعبورازعصرتاريکي است.
زندگي بي توتجليگاه جان کندن است.
به تدريج از براي مرگ مي باشد.
زندگي معنا نيابدگر نگاه تو
نباشدخيره درگام عبورش.
زندگي صوت قشنگي است
که بر لبهاي تو جاري است.
زندگي حس کردن لذت
زمان لمس دستان تو باشد
زندگي با تو شنيدن با تو بودن با تو گفتن باشد
وديگرهيچ/...

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1383ساعت 9:48 توسط ..::مریم::..

 

تنها يادگار شبهايم سوسوي ستاره ايست در دور دست که مي گويد:

اميدي هست ... اميدي هست ... اميد ...  



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1383ساعت 9:45 توسط ..::مریم::..

يخ آب مي شود
يخ آب مي شود در روح من
در انديشه هايم
بهار، حضور توست
بودن توست...

مارگوت بيکل



لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوم آبان 1383ساعت 9:43 توسط ..::مریم::..